|
یه عاشق
|
||
|
بهترین و بزرگترین وبلاگ جوک sms و عشق |
||
|
درباره وبلاگ
دلم تنگ است
فهرست اصلی دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
www.mahsasaeid.blogfa.com
|
جوک با حال
تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 58هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟ مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟ از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟ غضنفر كيس كامپيوترش رو ميبره نمايندگي و ميگه: آقا اينو براي ما تعمير كنين، مسئول پذيرش ميگه: چه مشكلي داره؟ غضنفر ميگه: والا نميدونم چرا چند روزه جا ليوانيش بيرون نمياد يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!! یه روز يه مردي در اصفهان در يه خانه اي را ميزنه و مقدار آب براي رفع تشنگي درخواست ميكنه دختر بچه اي دم در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد تا آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه درب خانه تان را بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنك ميديد دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ درستكرديم منتها سوسك افتاد توش براي همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با شنيدن اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و ميگه مامان - مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي ميگه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو داشته باش. اين هم يه مطلب درباره طريقي نمره گرفتن........... حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن صرف میشه . مثلا فیزیک ۱۷ شدم. (آفرین گل پسر درس خون) حالت دوم: این حالت با فعل دادن صرف میشود . مثلا ریاضی بهم ۸ داد . ( مرتیکه عوضی اصلا راه نمیده.) حالت سوم : این حالت با فعل گرفتم بیان میشود . مثلا این فیزیک بلاخره یه دونه ۱۰گرفتم . ( دهنم صاف شد .) در همین راستا چند حالت برای کسب نمره هم وجود داره : ۱ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره میکنید . بعد سه بار دیگه از روی اونها مرور میکنید . بعد سه بار از روی اونها رونویسی میکنید. بعد سه بار اونها رو حفظ میکنید . بعد سه بار اونها رو از بر میکنید . مطمین باشید که نمره خوب میگیرید . ( اگه دیگه نمره خوب نگرفتی انصافا برو ترک تحصیل کن . ملت علاف موندن) ۲ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه همیشگی ابر و باد و مه و خورشید و فلک که دست به دست هم میدن تا امدادهای غیبی برسه و شما نمره بگیرید . که البته این مبحث بسیار تخصصی بوده و انواع روش ها و شگردهای بروز این مبحث توسط اساتید مجرب بعدا نوشته خواهد شد. ( مراقب باش گیر نیفتی اخوی ) ۳ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : این روش مخصوص مخ زن های عزیز میباشد اگه تو این حرفه تبحر دارید کارتون درسته درسته . برید و یه تیلیت مغز اساسی از مخ استاد و معلم و هر کسی که میتونه نمره رو بهتون بده درست کنید . اگه زن بود که سعی کنید یه جور ازش راه بگیرید . اگه هم مرد بود سعی کنید بهش راه بدید. (نمره ۷ میگیره میره دو ساعت با استاد مذاکره میکنه با ۱۸ میاد بیرون.)
یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار دو ماه از محرم ميگذشت مي بينن از ته يه كوچه هنوز صداي طبل و دقل مياد
مي رن ميبينن يه دسته هييت تركها تو بمبست گير كرده. از كجا پيدا كردي؟ديدي فكر كنم اون رو هم خودم نوشته بودم ولي من كه چيزي يادم نمياد
![]() آخ آخ آخ اکبرتو روخدا شانس رو می بينی. -چی شده؟ -امروز صبح چتری رو که ديشب ازت امانت گرفته بودم تو اتوبوس جا گذاشتم. - دستت درد نکنه تو اسم اينو ميگذاری شانس؟ - معلومه ، فکرکن اگه چتر خودم بود اسمش ميشد بد بختی اولي -چرا اينقدر غمگيني
دومي -اخه زنم گفته درستتا 30روز بامن حرف نزنه اولي -خوب اينكه بد نيست بايد خوشحال باشي دومي -اخه امروز روز اخره فردی به مسابقه بيست سوالی رفت. - جانداره؟ - بله مری هم داره؟ - بله. جاندارمريه؟ یه عده از ترکا یه هیئت میزنن ..رو سر درش مینویسن: به علت فوت امام حسین هیئت تعطیل است!
آقاي عاشقي!
چند روزه خيلي طرفدار حقوق بشر شديد....من همه ي جك هام اينطوريه..مجبور نيستي بخونيشون! در ضمن اون جكي هم كه شما گفتي توي پيك بهاري ما زماني كه دبستان ميرفتيم نوشته بود! خودتون گفتيد اينجا همه ميتونن نظر بدن
![]() تازه من اون جك و گفتم تا بفهميد كه همه جكها توهين نبايد باشه شما هم سعي كنيد مثل من طرفدار حقوق بشر باشيد و بخودتون بجونبيد ![]()
به قلم : علی میرزاجانزاده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 17:26 موضوع: | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||