|
یه عاشق
|
||
|
بهترین و بزرگترین وبلاگ جوک sms و عشق |
||
|
درباره وبلاگ
دلم تنگ است
فهرست اصلی دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
www.mahsasaeid.blogfa.com
|
جوك....
دو دانشجوی رشته دکترای علوم رایانه در خیابان یکدیگر را می بینند .اولی متوجه میشود که دومی یک دوچرخه بسیار نو و شیک همراه دارد . دومی جواب داد اولی گفت: یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار بود، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نشد . یک خانم برای طرح مشکلش به کلیسا رفت. کشیش که از حرفهای خانم خیلی جا خورده بود گفت: این واقعاً جای تاسف دارد که طوطی های شما چنین عبارتی را بلدند... من یک جفت طوطی نر در کلیسا دارم. آنها خیلی خوب حرف میزنند و اغلب اوقات دعا میخوانند. به شما توصیه میکنم طوطیهایتان را مدتی به من بسپارید. شاید در مجاورت طوطی های من آنها به جای آن عبارت وحشتناک یاد بگیرند کمی دعا بخوانند . خانم که از این پیشنهاد خیلی خوشحال شده بود با کمال میل پذیرفت. فردای آن روز خانم با قفس طوطی های خود به کلیسا رفت و به اطاق پشتی نزد کشیش رفت. کشیش در قفس طوطی هایش را باز کرد و خانم طوطی های ماده را داخل قفس کشیش انداخت . یکی از طوطی های ماده گفت: ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟ طوطی های نر نگاهی به همدیگر انداختند. سپس یکی به دیگری گفت: اون کتاب دعا رو بذار کنار. دعاهامون مستجاب شد !
به قلم : علی میرزاجانزاده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 20:38 موضوع: | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||